تبليغاتX
چشم انداز

چشم انداز

صحنه ای بی نظیر از شکار پنگوئن نا بالغ توسط یک پلنگ دریایی . نمی دونم چرا حسی که بعد از دیدن عکس درگیرش شدم ، تنها غم و یا ترس نبود بلکه احساسی مرکب از ترس و آرامش رو با هم داشتم. دوستی ، اسم این عکس رو گذاشت رقص مرگ . من هم باهاش موافقم . و جالب اینجاست که الان بیشتر از همه گیجم بین این دو مفهوم : آغاز مرگ از دل زندگی و یا ادامه ی زندگی تنها به نوعی دیگه... انگار قرار نیست بعد از بلعیده شدن هیچ چیزی تغییر کنه و یا متوقف بشه . زندگی بدون لحظه ای درنگ ادامه خواهد داشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 8:58  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

چه طور شد که به عکاسی از طبیعت علاقه مند شدید؟

این سوال خوبی است ولی جواب آن کمی مشکل است.

چرا؟


برای اینکه عکاســی اصولاً همیشه با طبیعــــت ارتباط دارد. من به جز اینکه به عکاسی از طبیعت علاقه دارم به خود طبیعت نیز علاقه مندم. در عکاسی از طبیعت از عکاس انتظار نمی رود که حتماً صحنه های خاصی را ثبت بکند یا نکند. تنها عکاس بایــــد از عکس هایش، هر چه قدر هم که عجیب باشند، لذت ببرد.

مشکلاتی که در طبیعت هست باعث نمی شود که شما از این علاقه مندی منصرف بشوید؟

چه مشکلاتی را می گویید؟

خوب، ماندن در سرما،گرما، دشواری ها، سختی های راه ها و مسیرها ...

این موضوعات برای من جالب هست، اینکه جاده ها بد باشد یا خوب هیچ مسئله ای ندارد.

گـــروه عکاسی
F64بیشتر کار طبیعـت انجـام می دادند. آن ها معمولاً با دیافــراگم های بالا کار عکاســی انجام  داده اند. شما موقع عکاسی از طبیعت از چه دیافراگمی استفاده می کنید؟

معمولاً از 11پایین تر نمی گیرم و بعد 16 و 22. ولی به طور معمول از دیافراگم 16 استفاده می کنم. عکس طبیعت هرچقدر هم قشنگ باشد اگر بعد از چاپ جلو یا پشتش محـو باشد مورد قبول واقع نمی شود. یعنی باید دیافـراگم بسته و تمام صحنه فوکوس باشد.

شما درعکاسی طبیعت بیشتر از چه لنزهایی استفاده می کنید؟

من با دوربین6×6 کار می کنم، از لنزهای واید انگل 38 تا لنز تله500 استفاده می کنم. گاهی با سوپرواید عکاسی می  کنم و برخی اوقات هم لنز تله فتو قوی لازم است. در مجموع به موضوع و فضای صحنه بستگی دارد.

موقعی که برای عکاسی به طبیعت می روید، چه تــــدابیری می اندیشید؟

داشتن وسایل تکمیلی خیلی خوب است. اگر یک وسیله ای از دوربین را نیاورده باشی نمی شود، این ها باید تکمیل باشد تا بتوانید عکاسی کنید. اگر دوربین آن جا خراب شود، همه چیز متوقف می شود و کارتان آن طور که باید انجام نمی شود و دوربین آن کاری که باید انجام دهد دیگر نمی تواند انجام دهد.

یک عکاس طبیعت غیر از لوازم عکاسی چه امکانات دیگری باید با خودش همراه داشته باشد؟

خــوب، برای رفتن به بیابان به خیلی چیزها احتیاج داریــد؛ مثل غذا، آب یا چیزهای دیگر. اگر شب بیرون بخوابید وسیلة خواب هم باید فــراهم باشد. این است که هرچه بیشتر وسیله داشته باشید بهتر است.

عکاس طبیعت باید خصوصیات جسمانی و فیزیکی داشته باشد.کسی که در استودیو عکاسی می کند با ناهنجاری هایی که در طبیعت وجود دارد روبه رو نیست. فرق عکاس طبیعت با عکاس های دیگر به لحاظ فیزیکی و جسمانی چیست ؟

آدم باید قدرت انجام کار را داشته باشد، یعنی از نظر جسمانی خیلی ورزیده و قوی و چابک باشد، زود خسته نشود و بتـــواند خوب عکاسی کند. وسایل و امکانات کافی باید همراه عکاس باشد، مثل یک کوهنورد باید کوله پشتی بزرگی بر دوش داشته  باشد تا درهنگام عکاسی در کوه و دشت و صخره و بیابان، لنگ نماند و افسوس نخورد که چرا فلان وسیله را همراه نیاورده است. بنابراین یک عکاس که دارای بدن قوی و مقاوم باشد می تواند سختی راه و سنگینی وسایل همراه را تحمل کند تا عکس خوبی بگیرد.

سایر خصوصیات عکاس طبیعت چیست؟

غیر از این که از لحاظ جسمانــی باید قوی باشد، حتماً از محلی که می خواهد عکاسی کند باید اطلاعات خـــوب و مفیـــدی داشته  باشد، باید مسیر را خوب بلد باشد، به تاریخ و جغرافیای آن جا مسلط باشد و موقعیت های نوری آن جا را هم بداند. عکاس با داشتن اطلاعات کافی نسبت به جغرافیای آن محل می تواند در هنگام روبه رو شدن با موانع طبیعـــی به خوبی از عهدة آن برآید. عکاس طبیعت باید راه های مقابله با حوادث طبیعت را بلد باشد. لازم است اطلاعات عمومی خود را در مـــــورد زمیـن شناسی، شرایط جوی، چگونگی برخورد هنگام روبه رو شدن با حیوانات و ..... به روز کرده و افزایش دهـــد تا ضمن حفظ سلامت خود، عکس های خوبی را در صفحات تاریخ ثبت کند.

شما برای عکاسی از طبیعت چه کار می کنید؟

طبیعتاً به آنچه که گفته ام، عمل می کنم. قبلاً در مورد مکانـی که می خواهم بروم مطالعه می کنم، تاریخ و جغرافیای آن فضا را بـــررسی می کنم و مردم شناسی و قوم شناسی آن جا را مورد بررسی قـــرار می دهم. از نظر فنی هم امکانات و لوازم مورد نیاز عکسبرداری را جمع آوری می کنم، مدت سفر را پیش بینی می کنم و بر آن اساس برنامه ریزی کرده و ملزومات انفرادی را با خود همراه می کنم و عازم سفر عکاسی در طبیعت می شوم. البته در حال حاضر، اکثر فضاهای ایران را به علت سفرهای متعددم به خوبی می شناسم، اما کسانی که علاقه مند به عکاسی در طبیعت به معنای عام هستند باید با اطــلاعات کافی به محل مورد نظرشان برای عکاسی بروند تا مــوفق شوند. عکاسی طبیعت، صرفاً دانستن تکنیک عکاسی نیست. عکاس طبیعت باید هم مسلط به قــــواعد و تکنیک عکاســـی و هم شجاع و جسور باشد؛ یعنی هم ذهن و دید خوب و هم شرایط فیزیکی مناسبی داشته باشد. تا یک درخت و جـوی آب دید و چند عکس که گرفت، برنگردد، خیال نکند که طبیعت همین بود و بس. خیر، باید برود نقاطی را که دیگران ندیده اند و نمی توانند بیایند و ببیند، عکاس طبیعت باید به دل طبیعت برود. او باید در این طبیعت زیبا و بی انتها خود را گم کند تا گمشده های خود را بیابد. فرق عکاس طبیعت با سایرعکاسان این است که زود خسته  نمی شود، مقاوم و جسور است، گرفتن چند عکس او را ارضا نمی  کند، فردی جست وجوگر و کنجکاو است، طبیعت را کالبدشکافـــی می کند و به لایه های درونی و پنهانی طبیعت وارد می شود و آنچه از منظــر همگان دیدنی نیست، به زیباترین شکل به نمایش می گذارد.

عکس های شما به کارهای کدام عکاس خارجی شباهت بیشتری دارند؟

هر عکاسی سبک و روش خاص خود را دارد. کارهای عکاسان بسیاری را دیده ام. عکاسان طبیعت که کارهای فـوق العاده ای دارند مثل آنسل آدامز؛ او عاشق طبیعت بود. من هیچ گاه مقایسه نمی کنم، چون امتحانی نیست که سئوال هایش یک شکل باشد. همان گونه که فضاها با هم فــرق دارند، امکانات هم از ابعاد مختلف با یکدیگر قـابل مقایسه نیستند. برای من مشکل است که مثل آدامز نگاتیو یا اسلاید 25×20 داشته باشم. مشکلات مادی هم مزید بر علت است. اگر آنسل آدامز با امکانات عالی و تجهیزات فوق العاده متناسب با شرایط آن روزگار، یک ماه در بیابان اتراق می کرد و عکس می گرفت، قطعاً دغدغه اجارة منزل و هزار و یک مشکل دیگر را مثل ما نداشته است. بنابراین من ناچارم که با دوربین قطع «مدیوم» کـار کنم.

دوست دارید با چه فیلمی از طبیعت عکس بگیرید؟ سیاه و سفید یا رنگی؟


سیاه و سفید را ترجیح می دهم و واقعاً لذت می برم، چه در زمان عکاسی و چه به  هنگام ظهور فیلم و چاپ عکس، امکانات بیشتری وجـود دارد که به آنچه که در نظرم بوده، دست یابم. اما متأسفانـه بازار امروز رنگ را دوســت دارد و خــواهان عکس رنگی است و ناچاراً اسلاید رنگی استفاده می کنم. همیشه با دوربین قطع متوسط عکاسی می کنم که از نظر فنی دارای کیفیت خوبی است و برای چاپ پوستر و کتاب و ... مناسب است، البتــه ناگفته نماند که رنـــگ را هم خوب می شناسم. آن جایی که رنگ در طبیعت حرف اول را می زند حتماً رنگی عکاسی می کنم .

عکاسی سیاه و سفید در طبیعت خیلی مشکل است. عکاس باید شناخت خوبی داشته باشد تا بتواند تمام تونالیته های بین سفیدی تا سیاهی را در طبیعت به  دست آورد و روی کاغذ عکاسی به مخاطب نشان بـدهد. من با هر نوع فیلم، سیاه و سفید، رنگی و اسلاید که عکاسی کرده ام تمام مراحل از ابتدا تا انتها را خودم انجام داده ام، ظهور و چاپ از کارهای بسیار مهمی است که عکاسان باید خوب بدانند تا نتیجــة کار راضی کننده باشد. هیچ کس مثل خود عکاس رنگ های موجود در طبیعت را که دیـده و عکاسی کرده است نمی شناسد. حتی یک چاپ کنندۀ عکس بسیار خوب هم، چند بار چاپ عکس را تجدید می کند تا به آنچه مورد نظر عکاس است برسد، تازه کم پیش می آید که موفق شود، اما خود عکاس که همۀ مراحل ظهــور فیلم و چاپ عکس را انجام می دهد، به راحتــی و با حوصله و دقــت  کافی به هنگام چاپ می تواند نقطه به نقطه نور و رنگ عکس خود را تغییر دهد، با تسلط کافی به شرایطی که عکاسی کرده است «داجینگ» و «برالینگ» را انجام می دهد تا عکس شبیه به همان فضا شود.

آیا هنگام عکاسی در طبیعت به چیز دیگری هم فکر می کنید؟

راستش نه، هنگام عکاسی در طبیعت، اجازه نمی دهم مسایل و مشکلات زندگی شخصی و اجتماعی به حیطة کارم وارد شود، تمام وجودم را در طبیعت زیبا و جادویی حل شده می بینم و سعی می کنم آنچه را که خدا آفریده به بهترین شکل به دیگران هم نشان بدهم، خودم را در طبیعت غوطه ور می کنم، جزیی از طبیعت می شوم و فارغ از هیاهوی شهر و اجتماع، با دوربینم در طبیعت به  رقص می پردازم و با حرکت های مناسب، بهترین زاویه را برای ثبت لحظه و قطعه ای از این طبیعت سحرگونه، پیدا می کنم. همین حس را هم به هنگام ظهور فیلم و چاپ عکس هایم دارم. اگر غرق در طبیعت نشوم، آن حس و حالی که درآن است را نمی توانم به مردم نشان بدهم. عکس ها بی روح می شوند. آن  هارمونی که در طبیعت بوده از بین خواهد رفت و عکس هایم مثل قطعه چوبی می شود که حتی حس سوختن را در انسان برنمی انگیزد.

شما نقش موسیقی را هنگام عکاسی چگونه تحلیل می کنید؟

ببینید موسیقی از تأثیـرگذارترین عناصر به هنگام عکاسی است. من این طور می گویم که اصلاًً بدون موسیقـی در طبیعت نمی شود عکاسی کرد.

ترنم گوش نواز پرندگان، صدای طرب انگیز حرکت آب در طبیعت، صدای حرکت بال پرندگان، صدای خش خش برگ های پاییزی و حتی صدای رقص برگ درختان، کنسرت بزرگ موسیقی طبیعت است که هر عکاس عاشق طبیعت را به وجد می آورد تا همان طور که قبلاً گفتیم فارغ از دغدغه های روزمره، ذهن خود را برای بهتر دیدن متمرکز کند.

بنابراین عکاس وقتی وارد طبیعت می شود، نوای موسیقایی طبیعت همراه او است. وقتی عکاس وارد یک چنین فضایی می شود باید بتواند این موسیقی را در عکس خود نشان بدهد. متأسفانه برخی هنگام عکاسی در طبیعت توجه به این موسیقی نمی کنند، یا اصلاً متوجه نمی شوند که تأثیـــر منفی در کارشان می گذارد. می توان هنگام عکاسی برای تمرکز بیشتر و خوب دیدن از موسیقی های خوب آهنگسازان مشهور استفاده کرد. به هرحال هر عکسی دارای موسیقی خاص خودش است، وقتی که از بازار مسگرها یا کارگاه قالی بافی عکاسی می کنیم باید به نوعــی این موسیقی را در پس زمینة عکس به مخاطب ارایه دهیم.

نحوة استفاده از لوازم و تکنیک عکاسی می تواند حس موسیقایی عکس را به ببیننده القا کند، عکاس باید مسلط به امور فنی عکاسی باشد تا در این راه موفق باشد. در یک تصویر که رودخانه ای در آن دیده می شود عکاس با استفاده از سرعت پایین شــاتــر می تواند یک موسیقی آرام را به مخاطب خود ارایه دهد و برعکس با سرعت بالای دوربین، هجوم و خروش آب در برخورد با تخته سنگ ها را، تبدیل به یک موسیقی مهیج در عکس  کند. ناگفته نماند که بیننده هم باید جست وجوگر باشد تا صدای آهنگ های مختلف در عکس را به وضوح بشنود.

در عکسی که شما از گنبد و بارگاه حرم امام رضا(ع) گرفته اید، صدای طبل  و شیپور نقاره خانه و هم چنین صدای کبوترها را می شود حس کرد، چگونه این موسیقی را در عکس خود ترکیب می کنید؟

ببینید شناخت موضوع مورد عکاسی بسیار مهم است. این به دیدگاه نشانه شناسانة عکاس برمی گردد. عکاس باید بداند که هر عنصر، چه چیزی را در ذهن بیننده تداعی می کند و از آن ها به خوبی در عکس خود بهره  مند شود تا مخاطب از آن عکس لذت ببرد و از طریق عکس وارد آن فضایی که عکاس قرار گرفته بود شود.

کسی که می خواهد از طبیعت عکاسی کند چه مواردی را باید رعایت کند؟

متأسفانه برخی عکاسان بدون مطالعة تاریخ و جغرافیای فضایی که می خواهند در آن قرار بگیرند، می روند و عکاسی می کنند. مثلاً از کوه دماوند می توان پای قله و به همین راحتی عکس گرفت، اما باید از جهات مختلف کوه دماوند را مطالعه کرد و پس از بررسی لازم، بهترین موقعیت را پیدا کرد و در آن قرار گرفت و آن گاه عکس خوبی از دماوند می توان انداخت، به هرحال مطالعه و دانش لازم و همچنین امکانات کافی عکاسی از موارد ضروری است.

استــاد، تا چه اندازه تجربیات چندین سالة خود را در اختیار علاقه مندان به رشتة عکاسی طبیعت قرار می دهید؟

در امر آموزش نباید خساست به خرج داد، آنچه که یاد گرفته ام و تجربه کرده ام در اختیار علاقه مندان قرار می دهم. البته بستگــــی به خود شخص هم دارد. برخی پیش من می آیند،90% تا 100% مطلب را می فهمند و عمل می کنند، بعضی هم نه. به هرحال خود عکاس برای استفاده از علم و دانش و تجـربیات چندین سالة من می تواند مؤثر باشد، هر چه بپرسد، با کمال میل جواب می دهم. طبیعتــاً من هم بیشتر راغب می شوم که اندوختـه های خودم را که به سختی به  دست آورده ام در اختیار کسی قرار بدهم که از خودش علاقه نشان می دهد و تمرین می کند. به هرحال هر کسی عکاس طبیعت نمی شود. باید زحمت کشیـد، دانش را آمـــوخت، سوز و سرما را بر نوک انگشتان حس کرد، گرمای طاقت فرسا، تشنه ماندن در کویر و سختی صعود از ارتفاعات در طبیعت را به جان خرید تا عکسی که از طبیعت گرفته می شود و در برابر چشمان مخاطب قــرار می گیرد، مخاطب با تمام وجود خود را در آن فضا حس کند و بیابد.

استادان شما چه کسانی بودند؟

من عکاسی را با علاقه ای که داشتم خود یاد گرفتم، اما کنجکاو و جست وجوگر بودم. خیلی کار و تمرین می کردم. چون زبان  انگلیسی و فرانسه می دانستم خیلی مطالعه می کردم، گمشده های خودم را درکتاب ها جست وجو و پیدا می کردم. آنچه را که مطالعه می کردم به مرحلة عمل درمی آوردم، هرجا که کم می آوردم مأیوس نمی شدم، آن قدر می گشتم تا پیدا کنم.

ارتباط شما به عنوان عکاس طبیعت با سایر رشته های هنر چگونه است؟

ادبیات را دوست دارم ولی موسیقی بیشتر با عکاسی رابطه دارد و مقدس است. خاطرة خوب یک قطعة موسیقی زیبا، آدم را سر وجد می آورد و تأثیر خوبی بر کار دارد.

آیا هنگام عکاسی در طبیعت دچار ترس شده اید؟


بله، به هر جهت وقتی در یک فضای غیر مأنوس وارد می شوید و کاملاً غرق در عکاسی هستید، یک صدای ناگهانی می تواند شما را دچـار ترس کند. یک بار داشتم از گل و گیاه عکــس می گرفتم، آن جا یک گودال کوچک هم بود. همین طورکه مشغول عکاسی بودم، از طرف گودال صدایی آمد و ناگهان یک چیزی از جلوی من به سرعت رد شد، یک لحظه براثر صدایی که آمد خیلی ترسیدم، لحظــه ای بی حرکت ماندم، مدتی که گذشت و به  خود آمدم خوب نگاه کردم، تازه متوجه شدم که خرگوشی در داخل آن گودال بــوده، از لانه جستی زده و به سرعت فرار کرده، هر دو از دیدن یکدیگر ترسیده بودیم. خرگوش مرا دیده بود و من هم از صدای او که برای من غریب بود ترسیده بودم. البته بعداً خنده ام گرفت و با خود گفتم یک خرگوش کوچک، یک انسان را با آن همه ادعــــا می ترساند، البته کار عکاسی در طبیعت وحشی، آن هم تنها، این گونه مسایل را در پی دارد. حالم که جا آمد، دوباره کارم را ادامه دادم تا جایی که سرمست از عکاسی شدم.

بنابراین یک عکاس طبیعت باید با حیوانات هم آشنا باشد؟


بله، این خیلی مهم است، خارج از مسئلة ترس و اضطراب، آشنایی با حیوانات می تواند در تهیة عکس بهتر مؤثر باشد. یعنی این که می توان از حضور آن حیوان در عکس بهره برد، بدون این که هر دو دچار ترس و وحشت از یکدیگر شویم یا به یکدیگر صدمه وارد کنیم.

استاد آیا به همة نقاط ایران برای عکاسی سفر کرده اید؟

خیر، من نقاط جنوب ایران را کاملاً ندیده ام. مثلاً جـزیره های قشم و کیش نرفته ام.

دوست دارید از این جزیره ها عکس بگیرید؟

بله.

چه چیزهایی آن جا هست که شما را علاقه منــد به عکاسی از آن جا می کند؟

طبیعت آن جا با سایر نقاط ایران متفاوت است؛ چهرة افراد بومی، نوع زندگی مردم و همچنین فضاهایی که در آنجا هست، انواع حیوانات و جانوران، مثل پرنده ها، ماهی ها و غیره، علاقــه مندم از این ها عکس بگیرم.

شما با چه قطع دوربین کار می کنید؟


من بیشتر از قطع متوسط استفاده می کنم. فیلم های 6×6 سرعت عمل را بیشتر می کند، البته قطع بزرگ هم کار کرده ام. در بین فیلم هــا نگاتیـو سیاه  و سفید را بیشتر دوست دارم. اما اکثر مردم دوست دارند طبیعت را رنگی ببینند، بنابراین فیلم اسلاید استفاده می کنم چون از نظـــر کیفیـت و اشباع رنگ و هم از لحاظ وضوح به مراتب از نگاتیو رنگی بهتر است.

استاد، هنگام عکاسی در طبیعت با کدام یک از لنزها بیشتر کار می کنید؟

لنز تله را دوست دارم، چون آدم را با دوردست آشنا می کند. جایی را که عکاس نمی تواند نزدیک شود، اما دوست دارد نمای درشتی از آن داشته باشد، خوب این تنها، قدرت لنز «تله» است که این فاصله را از بین می برد و ارتباط مخاطب را با موضوع به صورت نزدیک و ملموس برقــرار می کند. در واقع می توان گفت تصویری را که خیلی ها نمی توانند از نزدیک شاهد باشند و ببینند، عکاس می تواند با بردن لنز «تله فتو» در منظر دید دیگران قرار بدهد.

استاد فریدنی، شما بیشتر از چه دیافراگمی استفاده می کنید؟

البته بستگی به سوژه ای دارد که درطبیعت انتخاب می کنم. گاهی از دیافراگم پایین استفاده می کنم و بعضی از اوقات دیافـــراگم هـای بالا را به کار می برم، اما در مجموع به خاطر عمق میدان بیشتر و همچنین وضوح تصویر، دیافراگم های بسته مناسب تر هستند. فراموش نشود که این قاعده و قانون کلی و الزامی نیست، بلکه دقیقاً به عکاس بستگی دارد که چه عنصری در عکس برایش از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

استاد، نور عامل خیلی مهمی در عکاسی می باشد، در این مورد برایمان صحبت کنید.

شناخت نور اعم از کیفیت و کمیت برای عکاس مهم و ضروری است، چرا که نور عامل اصلی عکاسی است. حالا یک عکاس طبیعت که نور را می شناسد، هنگامی که در طبیعت قرار می گیرد با توجه به دانش و شناختی که از نور دارد می تواند عکسی تهیه کند که مخاطب را شگفت زده کند، عکاس طبیعت با توجه به نوع نوری که در محیط عکاسی وجود دارد و متناسب با فیلمی که در اختیار دارد، خواهد توانست از فیلترهای مناسب استفاده کند.

البته یک مطلب مهم دیگر هم، شناسایی و بررسی نور مناسب فضای مورد عکاسی است. بدین معنا که عکاس باید بداند که برای عکسبرداری از قله دماوند چه ساعتی از شبانه روز، نور مناسب و جذاب روی قله دماوند تابیده می شود. گاهی اوقات عکاس وارد فضای طبیعت می شود، اما به دلیل نور نامناسب نمی تواند عکس مطلوب و دلخواه خودش را بگیرد، بنابراین باید منتظر شرایط نوری ایده آل بشود. خوب این کار عکاسی را مشکل و سخت می کند، اما نتیجه شیرین و دلپذیر است. نور می تواند طبیعت رئال را به یک فضای ثورئال تبدیل کند به  گونه ای که مخاطب شگفت زده شود و در برابر عکس سر تعظیم فرو آورد. بنابراین نمی شود به قول معروف شانسی عکاسی کرد، باید شناخت داشت، ابعاد مختلف نور اعم از کمیت (شدت و حدت نور)، کیفیت (کلوین نور _ تیز یا نرم بودن نور) و هم چنین جهت تابش نور در طبیعت را باید بررسی کرد تا عکس خوب و مطلوبی ارایه شود. عکاس طبیعت نباید به شانس دل خوش دارد.

عکسبرداری در طبیعت ظرایف خاص خود را دارد، در این رابطه تجربیات خودتان را برایمان بیان نمایید
.

غیر از این اصول و مبانی که توضیح دادم، غیر از شناخت نور و انواع فیلم ها و لنزهای گوناگون و مناسب برای عکاسی در طبیعت، عکاسان باید به نکات به نظـر کوچک اما مهم تـوجـــه کنند. اگر می خواهیم از طبیعت عکس حرفه ای تهیــه کنیم، قطعاً باید همه موارد و جوانب رعایت شوند. به طور مثال استفاده از یک تک پایه و یا سه پایه مناسب به هنگام عکسبرداری در طبیعت ضروری است. گاهی اوقات از ریموت کنترل استفاده می کنم و ناچاراً استفاده از سه پایه ضــروری است. هنگام استفاده از فیلم حساسیت پایین و هم چنین برای داشتن عمق  میدان زیاد ناچار هستیم که از دیافراگم بسته استفاده کنیم. در این زمان سرعت دوربین پایین می آید، بنابراین برای جلوگیری از لرزش دوربین و همچنین تراز و صاف بودن خط افق استفاده از سه پایه و یا تک پایه الزامی است. عکاس طبیعت با عکاس  خبری فرق دارد، در عکاسی  خبری بیشتر سندیت و ثبت موضوع مهم است اما در عکاسی طبیعت (
Laud Scape) کیفیت تصویری اعم از نور، وضوح و رنگ اولویت دارد.

رابطه شما به عنوان عکاس طبیعت با دوربین های دیجیتالی چگونه است؟


ببینید، زمان حاضر، زمان سرعت است، خوب تکنولوژی هم در حال رشد است. عکاسـی هم خود را با تکنـــولـــوژی روز منطبــق می کند. الان دوربین های دیجیتالی خوبی به بازار عرضه شده است. اما به نظر من درحال حاضر این سیستم و تکنولوژی برای عکاسی خبری بسیار خوب و متناسب است، چرا که عکاس خبری، با تکنولوژی دیجیتالی قادر خواهد بود که به محض عکاسی از موضوع مورد نظر، فوراً عکس خود را به آژانس یا به جریده خود برساند و در کمترین زمان چاپ شود، اما این تکنولوژی در عکاسی طبیعت هنوز نتوانسته است خواست های عکاسان طبیعت را بـرآورده سازد. یعنی یک اسلاید 6×6 قابل مقایسه با عکس های دیجیتالی نیست. با توجه به رشد روزافـــزون تکنولوژی دوربین دیجیتالی، هنوز فاصله زیادی بین این دو وجود دارد. خلاصه دوربین دیجیتال به درد من نمی خورد.

برای شما پیش آمده است که عکسی بگیرید و بعد به آن عکس نگاه کنید و خنده تان بگیرد و یا پیش آمده که آن قدر جذب موضوع شده  باشید که ابتدایی ترین و ساده ترین کار را به هنگام عکاسی فراموش کنید؟


نه، یادم نمی آید. از این اتفاقات پیش نیامده است.

آیا شما از طبیعت بی جان هم عکاسی کرده اید؟

بله، اما من عاشق طبیعت زنده و پویا هستم. عمر خود را در دل طبیعت سپری کرده ام، وقتی در طبیعت حضـور پیدا می کنم، اصلاً همین که برای سفر آماده می شوم تا در دل طبیعت قرار بگیرم انرژی بیشتری پیدا می کنم، حرکت خون در رگ هایم را حس می کنم. درحالی که عکاســــی از طبیعـت بی جان و یا حتی عکاســی از یک برگ و یا گٌل در داخل استودیو، آن حس را در من به وجود نمی آورد. آسمان آبــی، کویـــر بی انتهــا، جنگل سرسبز، خروش دریا، نغمه سحرآمیز پرندگان و رقص طلایی گندم ها در دل طبیعت با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. عکاسی در استودیــــو با به کار بستن تمام اصـــول و مبانی و حتی استفاده از ترفندهایی خاص، حس زنده بودن را ندارد. شاید مخاطب راضی باشد و از عکس لذت ببـرد، اما عکاس را شارژ نمی کند انسان هنگام عکاسی در دل طبیعت از این همه مواهب الهی سرمست می شود و خودش را در برابر عظمت طبیعت،کوچک می بیند. بنابراین عکاس تمام تــوان خود را به کار می برد تابتواند گوشه ای ازاین همه عظمت را در قاب  تصویر قرار دهد و سایرین را با آن آشنا سازد. نکته ای دیگر هم وجود دارد و آن اینکه وقتی عکاس وارد طبیعت می شود سوژه های بسیاری در برابر دوربینش قرار می گیرند. اما در استودیو این گونه نیست.

لازم است مطالب مهمی را این جا مطرح کنم و آن این که در دانشگاه به عکاسی طبیعت خیلی جدی پرداخته  نمی شود. چرا؟

نمی دانم. شخصی که می خواهد عکاسی طبیعت را تدریس کند در درجه اول باید طبیعت شناس باشد و خوب کار کرده باشد و تمام رمز و راز این شاخه از عکاسی را بداند. با درس تاریخچه عکاسی فرق می کند که کسی کتب مربوط به این درس را بخواند و برود سر کلاس تدریس کند. مدرس عکاسی طبیعت خودش باید راه های پرپیچ و خم این رشته را سپری کرده باشد تا با داشتن تجربیات و اندوخته های لازم بتواند به دانشجو درس بدهد و او را راهنمائی کند در مقابل سئوالات دانشجو، کم نیاورد.

شما به عنوان عکاس طبیعت افرادی را که در این رشته عکاسی فعالیت می کنند چگونه می بینید؟

از میان آن هایی که من می شناسم و کارهایشان را دیـــده ام، بعضی به دلیل علاقه و پشتکار مداوم و بالا بردن دانش عکاسی خود توانسته اند کارهای خوبی ارایـــه بدهند و قـابل تحسیــن هستند، اما متأسفانه دیده ام که تعدادی از عکاسان بدون شناخت این رشتـــه عکاسی، فقط می روند عکسی از طبیعـت می گیرند و بـرمی گردند. خوب عکس های خوبی از این دسته عکاسان ندیده ام، آن ها باید توان خودشان را بالا ببرند هم در بعد علم و دانش عکاسی و هم در زمینه حضــور مداوم در دل طبیعت و به جان خریدن سختی های طاقت فرسای عکاسی در طبیعت.

طی چندین سالی که در طبیعت عکاسی کرده اید، چه چیز برای شما جالب بوده و شما را متحول کرده است؟


بازی طبیعت خیلی قشنگ است. عوض شدن نور ، حرکت ابرها، تغییرات نباتات و تغییرات فصل، عوض شدن رنگ ها و دیگر مسایل، یک تحولی در من ایجاد می کند، مرا به تفکر وامی دارد و مهم این که این تفکــر باعث بهتــــرشدن عکس های من از طبیعت می شوند.

عکس پرندگان برای من قشنگ  است چون عکس العمــل نشان می دهند، پرواز می کنند، به هوا می روند، چرخ میزنند، پر می زنند، بلند می شوند، دوباره آرام می نشینند، نگاهشان زیبا است، من این ها را دوست دارم.

آیا تا به حال صدمه هم دیده اید؟

بله، عکاس طبیعت باید همیشه آمادگی داشته باشد و بداند که مشکلاتی پیش خواهد آمد از بلندی پرت شده ام و در گودالی که مشخص نبوده افتاده ام و یا در گِل گیر کرده ام و برخی حوادث دیگر که اجتناب ناپذیر است، اما شکر خدا صدمه سخت ندیده ام.

به هرحال اگر علاقــه و پشتکار باشد، این گونه حـــوادث، مانع از کار عکاسی طبیعت نمی شود. این گونه حوادث را من نوازش طبیعت می دانم. یک بار در گِل فرو رفتم و فیلتر روی لنــــز هم داخل گِل افتاد. از گِل بیرون آمدم، فیلتر را هم پیدا کردم، بعد از تمیزکردن دوباره روی لنز دوربین بستم و شروع کردم به عکاسی. اگر علاقـــه و آمادگی نباشد، عکاس با این گونه نــوازش های طبیعــت جا خالی می کند و به قول معروف عطایش را به لقایش می بخشد. خلاصه این ها هم جزو شیرینی های عکاسی در دل طبیعت است.

 

پی نوشت :متن این مصاحبه، چند روز پیش به دستم رسید. متاسفانه منبع آن هم برای ذکر در وبلاگ مشخص نبود اما تنها به خاطر اینکه یاد استاد را برای لحظاتی زنده کنم ، به عنوان یکی از پست های وبلاگ از آن استفاده کردم. یادش گرامی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:48  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

گله دام در یک چراگاه سوخته در برزیل (سوزاندن جنگلهای بارانی به منظور آماده کردن برای کشاورزی). فقط در ۵ سال اول قرن حاضر برزیل مساحتی به بزرگی انگلیس را سوزانده است. ۱۷٪ گازهای گلخانه ای تولید شده توسط انسان حاصل سوزاندن جنگلها است.

استراحت پنگوئن ها بر بالای یک کوه یخی. کوه های یخی ، تکه های جدا شده از یخچالها هستند. در ۲۰ سال گذشته یخچال Pig واقع در جزایر Pine با سرعتی ۴۰ برابر سرعت معمول آب شده است. در صورت آب شدن یخ های قطب جنوب سطح آب دریا ۵۷ متر بالا می آید.

دختری در حال حمل میوه های انبه در نیجریه. Olusosun بزرگترین محل دفن زباله در آفریقا است. زمینی با مساحت ۱۰۰ هکتار که روزانه ۲۴۰۰ تن زباله به آن اضافه می شود. جمعیت لاگوس در ۱۵ سال گذشته ۳ برابر شده است

لاشه یک کانگوروی مرده در استرالیا. خشکسالی تابستانهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ استرالیا هر ۱۰۰۰ سال یک بار اتفاق افتاده است. در سیدنی آبیاری باغچه خانه ها ۲۲۰ دلار جریمه دارد.

یک مرد در حال بادبادک هوا کردن در میدان "تیان آن من" چین. در یک روز معمولی آلودگی هوا در بیجینگ ۵ برابر حد مجاز است.

یک کارگر در حال جمع آوری ماهی های مرده یک دریاچه در چین. در تیر ماه گذشته هوای داغ و فاضلاب صنعتی ۵۰۰۰۰ کیلوگرم ماهی را از بین بردند.

فرود یک هواپیما در جزایر کارائیب. مسافرانی که برای گذراندن تعطیلات مسافتهای طولانی را با هواپیما سفر می کنند هر کدام بیشتر از یک خودرو (در تمام سال) گاز گلخانه ای تولید می کنند.

نیروگاه دراکس انگلیس. این نیروگاه زغالی هر ساله ۲۲/۸ میلیون تن گاز کربنیک وارد جو می کند. این مقدار از میزانی که صد کشور صنعتی نشده دنیا با هم تولید می کنند بیشتر است. دراکس ۷٪ برق بریتانیا را تامین می کند.

منبع : سایت گاردین

 پی نوشت : با دوستی در مورد گرمایش جهانی و تاثیرات آن بر روی تک تک موجودات زنده ی روی زمین صحبت می کردم. از من خواست که مثالی از آن در ارتباط با منطقه ی محدود زندگی خودمان بیان کنم. اولین چیزی که به ذهنم رسید ، یخ بندان چند ماه گذشته ی تهران بود . تغییرات اقلیمی آب و هوا. و جواب دوستم که بر حسب اتفاق جزو طبقه ی تحصیل کرده و به اصطلاح آگاه جامعه محسوب می شد شگفت انگیز: این مثالی که زدی ، چه ربطی به گرمایش جهانی داشت؟!!! این که بیشتر سرمایش جهانی بود... و من به این فکر می کردم که چقدر اطلاع رسانی و آموزش مسایل اینچنینی در ایران روند کندی را طی می کند. آنقدر آهسته که  نمی توان هیچ امیدی به همکاری جمعی هم وطنانمان در جلوگیری از یک فاجعه ی جهانی را داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 8:52  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ماهی کوچک سرخی را می شناسم،
که هر سال سیزده روز را در بستری از هفت سین زندگی می کند.
ماهی کوچک سرخی،
که هر روز چشم هایش را در حبابی شیشه ای می گشاید و می گوید:
صبح به خیر زندگی،
و شب هنگام با رویای بوسیدن سیب سرخ
به خواب می رود.
ماهی کوچک سرخی که هر سال،تنها سیزده روز نفس می کشد.

پی نوشت : سال نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 21:9  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نامه سرگشاده جمعي از تشكل‌هاي زيست‌محيطي به رييس سازمان حفاظت محيط‌زيست

در حمايت از پروژه يوزپلنگ آسيايي و حيات‌وحش ايران

 

به نام خدا

 

سركار خانم دكتر واعظ جوادي

معاون محترم رييس جمهور و رييس سازمان حفاظت محيط‌زيست

با سلام؛

 

احتراماً، همان گونه كه استحضار داريد آقاي مهندس هوشنگ ضيايي پس از دو سال و نيم حضور موفق در سمت مدير پروژه بين‌المللي يوزپلنگ آسيايي و زيستگاه‌هاي آن و نيز  اجرايي كردن فعاليت‌هاي نوين حفاظت از حيات‌وحش، به دلايل نامعلومي كنار گذاشته شد.

 اين اتفاق در حالي شكل گرفت كه اولاً سه ماه تا پايان مهلت مقرر پروژه باقي مانده و ثانياً موافقت‌هاي اوليه براي تمديد آن به مدت دو سال ديگر براي انجام كارهاي باقي‌ مانده اعلام شده بود؛ پروژه‌اي كه مي‌توانست عملكردي موفق داشته باشد و نشان دهد كه در جمهوري اسلامي ايران، محيط‌زيست و حيات‌وحش از چه جايگاه رفيعي برخوردار است. گرچه اين موفقيت جز در سايه همدلي و همكاري با اراده و عزمي ملي صورت نمي‌گرفت كه متاسفانه چنين اراده و نگرشي قريب به دو سال است كه در بدنه تصميم‌گيري سازمان حفاظت محيط‌زيست ديده نمي‌شود و نتيجه آن آسيب‌هاي بي‌شماري است كه بر پيكره طبيعت ايران وارد شده است.

 

اينك ما، اعضاي تشكل‌هاي زيست‌محيطي، ضمن محكوم كردن اين اقدام سازمان حفاظت محيط‌زيست، آن را به فال نيك مي‌گيريم چرا كه خوش‌نامي استاد ارجمندمان، مهندس هوشنگ ضيايي به سبب عدم وجود هميت و همدلي براي بقاي گونه با ارزش يوز از بين‌ نرفت زيرا  اعتقاد داريم علي‌رغم تلاش‌هاي ايشان به دليل وجود شرايط حاكم بر محيط‌زيست هيچ كس نمي‌تواند يوزپلنگ آسيايي اين ميراث گرانبها را از انقراض نجات دهد. در عين حال عقيده داريم تعطيلي پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي به منزله بي‌تفاوتي به حيات‌وحش و محيط‌طبيعي است كه ادامه اين روند جز تخريب طبيعت نخواهد بود.

 

سركار خانم دكتر واعظ جوادي، بدين وسيله نگراني خود را از وضعيت اسفبار طبيعت و حيات‌وحش ايران ابراز مي‌داريم و اميدواريم با تصميماتي سنجيده شاهد بهبود شرايط طبيعت ايران باشيم، مروري بر خبرها و اتفاقات ناخوشايند ماه‌هاي اخير نظير جاده‌كشي و تصاحب زمين در ميانكاله،  جاده‌كشي در جنگل ابر، كنارگذر تالاب انزلي، مرگ پرندگان در درياچه بختگان، مرگ دلفين‌ها در سواحل جنوبي، مثله كردن خرس و كشتن پلنگ در چندين نقطه به دليل ناآگاهي، حصاركشي در مناطق حفاظت شده به بهانه افزايش جمعيت جانوران وحشي و ...نشان مي‌دهد كه ماشين تخريب طبيعت ايران با سرعتي شتابناك در حال حركت است، و اينك با تعطيلي پروژه يوزپلنگ آسيايي نوبت اين جانور در حال انقراض است تا همين شمار  اندك نيز براي هميشه از جهان حذف شود.

 

ما، اعضاي تشكل‌هاي زيست‌محيطي، دانش‌آموختگان رشته‌هاي علوم‌زيستي و علاقمندان طبيعت ضمن اعلام نگراني از وضعيت موجود منابع طبيعي اعلام مي‌داريم ناظر بيدار تمام تصميمات و اقدامات آن سازمان خواهيم بود، چنانچه نتايج مخربي در پي داشته باشد، به مردم شريف ايران اعلام خواهيم كرد. بديهي است مسوليت عواقب چنين تصميماتي بر عهده آن مقام محترم است كه بي‌ترديد بايد به پيشگاه مردم اين مرزوبوم پاسخگو باشند.

  پی نوشت :در صورتی که تمایل به پیگیری ماجرا دارید ، خواندن این گزارش را به شما توصیه می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 10:16  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

مطمئناً خبر بر كنار شدن مهندس هوشنگ ضيايي از مديريت پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي را شنيده‌ايد. اخباري در مورد انحلال پروژه نيز شنيده مي‌شود

پروژه‌اي كه بعد از مدت‌ها اميدهايي در دل دلسوختگان طبيعت اين سرزمين زنده كرد در حال خاموشي است. پروژه‌اي كه داشت آبروي از دست رفته سازمان حفاظت محيط‌زيست را در ميان سازمان‌هاي بين‌المللي بازيابي مي‌كرد

شايد عده‌اي بر اين عقيده‌اند كه زمان آن سر رسيده است بر سازمان محتضر حفاظت محيط‌زيست فاتحه خوانده شود

دوستان، ما مدعيان محيط زيست در برابر اين همه اتفاق ناگوار و اخبار ناخوشايند كه هر روز از وضعيت اسفبار محيط زيست كشور به گوش مي‌رسد، چه كرده‌ايم؟ جز نگاشتن صفحاتي چند در روزنامه ... در كنار چشممان پارك ملي سرخه حضار به باد رفت، ديوار است كه در كنار ديوار قد علم مي‌كند. ما چه كرديم؟ جز انتقاد، آن هم در زير لب

آيا وقت آن فرا نرسيده است كه از خواب غفلت بيدار و وارد مرحله عمل شويم. فكر نمي‌كنيد ديگر صفحات روزنامه‌ها و تومارهاي چند هزاري امضاي معترضان، جز نيشخند حضرات تاثير ديگري ندارد

به نظر من وضعيت كنوني محيط زيست ايران نيازمند جنبشي عملگراست. جنبشي كه فارغ از مسائل سياسي به طور جدي و پيگير وارد مرحله عمل شود

امروز به طور غير رسمي پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي معلق شد. رفتاري كه از مدت‌ها قبل قابل پيشبيني بود. سازمان محيط زيست، امروز در پايين‌ترين درجه ارزش و اقتدار طول عمر خود قرار دارد. سازماني 40 ساله با افتخاراتي به ياد ماندني در ساليان دور، در حال مرگ است. سازماني كه بر اساس قانون اساسي و قوانين جمهوري اسلامي ايران از بالاترين حد اختيارات برخوردارست،‌ توسط حضرات، ساليان سال است كه بازيچه انگاشته شده است

آيا مي‌خواهيم همانگونه كه پدران ما شاهد انقراض شير و ببر بوده‌اند، ما نيز ناظر انقراض يوز ايراني باشيم

آيا مي‌خواهيم مرگ تدريجي طبيعت، حيات وحش و ازمحلال سازمان حفاظت محيط‌‌زيست را نظاره‌گر باشيم

چه كسي است كه بر ظلم بي‌پروايي كه هر روز بر آب و خاك و حيات‌وحش اين سرزمين روا داشته مي‌شود بي‌ خبر باشد؟ پس چرا اين همه سكوت

سرور آزادگان جهان، حضرت علي عليه‌السلام مي‌فرمايند‌

من از ظالم بي‌زارم ولي از ظلم پذير بي‌زارترم

ما فارغ‌التحصيلان محيط زيست در دفاع از اين حق و جلوگيري از اين ظلم مسئوليت به مراتب سنگين‌تري بر دوش داريم. اكنون زماني است كه آيندگان در مورد آن به قضاوت خواهند نشست. بياييد، در دفاع از مظلوميت حيات‌وحش و طبيعت ايران دست در دست هم دهيم و براي نجات آن بكوشيم

در اين راستا در حمايت از گونه در معرض انقراض يوزپلنگ ايراني كه سمبل دهها گونه در معرض تهديد ايران است، و در اعتراض به تعليق پروژه موفق حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، در اجتماعي آرام در مقابل درب اصلي سازمان حفاظت از محيط‌زيست گرد هم خواهيم آمد. وعده ديدار ما ساعت 10 صبح روز سه شنبه 14 اسفندماه. فراموش نكنيم كه اين آزموني است براي همه ما و تمام كساني كه دست خدا را در تار و پود خلقت ديده‌اند

نویسنده : مهدی نبیان

پی نوشت : گاهی احساس می کنم که دیگه وقتی خبرهای اینچنینی رو می شنوم ، استفاده ی تنها از کلمه متاسفم راضیم نمی کنه... باید کاری کرد، قبل از اینکه خیلی دیر بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:7  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فکر نمی کردم که روزی از این فاصله ی نزدیک بتونم ببینمش. منظورم فلامینگوی زیبای ساکن در موزه ی حیات وحش دارآباد هست. امروز برای استراحت ، کنار یکی از دیواره های شیشه ای رو انتخاب کرده بود. آهسته زانو زدم و صورتم رو چسبوندم به شیشه. حالا فاصله ی بین من و اون ، تنها 30 سانتی متر بود. هر دومون به هم خیره شده بودیم. به مرور حتی تنفسمون هم هماهنگ شد.چه حس خاصی داشتم. مثل یک ارتباط عاطفی با دنیایی از آرامش. نمی دونم آیا اون هم همین احساس رو داشت که با اون آسودگی خیال چشم هاش رو بست و بدون هیچ دغدغه ای خوابید؟!!!... چرا من این پرنده رو تا به این حد دوست دارم؟ جوابش رو هنوز پیدا نکردم
پی نوشت : عکس هایی که از زیبای خونین گرفتم هنوز آماده نیست چون این روزها تنها با دوربین آنالوگ عکاسی می کنم ولی از عکاسش اجازه گرفتم تا از عکسی که سال قبل ازش گرفته بود استفاده کنم. قابل توجه دوست عزیزی که وقتی امشب با هیجان در حال تعریف کردن ماجرا بودم، بهم گفت: فلامینگو مشکی هست دیگه!!!مگه نه؟!!!.... امیدوارم الان متوجه شده باشه که اون چیزی که در ذهنش ازش ساخته، احتمالا کلاغ بوده نه فلامینگو !!!! ... زیبای خونین
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 23:12  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
پرنده ها
به تماشای باد ها رفتند
شکوفه ها به تماشای آب های سفید
زمین عریان مانده است
و باغ های گمان
و یاد مهر تو
ای مهربان تر از خورشید
...
م . آزاد
نیکول فریدنی هم رفت. هر وقت خبر مرگ انسانهایی شبیه اون رو می شنوم، بدنم می لرزه از فکر به این مسئله که آیا جایگزینی براشون وجود داره؟ یاد عکاس بزرگ طبیعت ایران گرامی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 14:51  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 
اول - اونقدر سرگرم کارم هستم که به صدای تق تقی که از سمت پنجره ی اتاقم شنیده میشه کم ترین اهمیتی نمیدم .بعد از چند لحظه سکوت ، این بار صدای جیغ کوتاهی من رو به خودم میاره... کنار پنجره ، یک مرغ مینای زیبا نشسته و مدام با نوکش به شیشه ضربه میزنه . نفسم تو سینه حبس شده. اصلا نمی دونم باید چه عکس العملی داشته باشم. در ذهنم در حال محاسبه ی مدت زمانی هستم که طول می کشه دوربین رو از کوله پشتی در بیارم و لنز زوم رو سوارش کنم . احتمال اینکه پرنده ی زیبا با این همه حرکت باز کنار پنجره باقی بمونه خیلی کم هست .خیره شده به من و با کنجکاوی نگاهم میکنه. تصمیمم رو گرفتم. تکیه دادم به پشتی صندلی و با آرامش لذت بردم از این همه زیبایی که تنها چند لحظه قرار بود در کنارم باشه
دوم - چند روز پیش برای دوستانم در مورد حرکتی صحبت می کردم که توسط جمعی از طرفداران محیط زیست آغاز شده ولی متاسفانه و طبق معمول، به دلیل عدم تبلیغات موثر، همه گیر نشد: غذا دادن به حیوانات در هنگام سردی بیش از حد هوا.مثالی که براشون زدم به نظر خودم موثر بود. اینکه سالها پیش وقتی نسل هم سن و سال من دوره ی کودکیش رو طی می کرد، گاهی که می رفتیم بازار سنتی تجریش، دست خیلی از زائرین امام زاده صالح، به غیر از شمع، پاکت های حاوی گندم که برای کبوتران حرم نذر شده بود، دیده میشد. هنوز هم خاطره ی مغازه های داخل بازار سنتی که گندم می فروختند در ذهنم هست و صدای بغ بغو و پرواز پرنده ها در کنار جایگاه ادای نذر گندم. ما یاد گرفتیم که نذر کردن تنها برای انسانها نیست و میشه برای حیوانات هم که آنها هم به نوعی بنده ی خدا هستند نذر کرد... از اون روزها سالها می گذرد و این سنت هم به فراموشی سپرده شده.دیگه دست کمتر کسی گندمی می بینی که برای پرنده ای ریخته بشه و دیگه کبوتری هم نیست تا آسمان تجریش رو تماشایی کنه . نذر های ما شده کشتن حیوانات و ریختن خون برای دفع بلا نه حمایت از اونها... مطالبی که لینکشون رو در پایان پست قرار میدهم به طور مفصل به این موضوع پرداخته اند و خوندنشون خالی از لطف نیست
اورژانس برای طبیعت
آیا کمک رسانی به حیات وحش لازم است؟
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:7  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

این روزها کم‌تر کسی است که با پدیده گرم شدن زمین آشنایی نداشته‌باشد؛ اتفاقی که پس از صنعتی شدن جهان و افزایش فعالیتهای انسانی که منجر به افزایش گازهای گلخانه ای و همچنین دی اکسید کربن شده، سبب شده دمای کره زمین افزایش یابد و حیات کره زمین در آینده به مخاطره بیفتد.
به همین دلیل جلوگیری از تولید بیش از حد گاز کربنیک در دنیا و تطبیق این امر با نتایجی که از تغییرات آب‌وهوا به‌وجود می‌آید، که یکی از مهم‌ترین و پرزحمت‌ترین وظایف جامعه و سیاست در قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود، در حال حاضر به یکی از دغدغه‌های احزاب و گروه‌های سیاسی بسیاری از کشورهای جهان به شمار رفته و در راستای جلب آرای گسترده در مبارزات انتخاباتی، مقابله با پدیده گرم شدن زمین، به یکی از برنامه‌های اصلی آن‌ها تبدیل شده‌است.
اما این پدیده در کشور ایران که میزان مشکلات زیست محیطی در آن به مراتب در مرحله بحرانی تری نسبت به متوسط جهانی است و همچنین یکی از کشورهای تولیدکننده گازهای گل‌خانه‌ای است یا کم‌تر مورد توجه احزاب و گروه‌های سیاسی قرار می‌گیرد و یا اساسا شناختی در رابطه با آن وجود ندارد.
در آستانه هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و در شرایطی که احزاب و گروه‌های سیاسی برای حضور در رقابت انتخاباتی، تاکنون برنامه‌های خود را یا تدوین کرده‌اند، خبرنگار فرارو به سراغ برخی از احزاب سیاسی رفته تا با طرح این سؤال که «تشکل متبوع شما در انتخابات برنامه‌ای برای مقابله با پدیده گرم شدن کره زمین که بعضا منجر به وقوع پدیده‌هایی مانند "ال‌نینو" نیز شده، دارد یا خیر؟» دغدغه آن‌ها را در این زمینه جویا شود.
____________
سیدعلی سیدی رکنی، که مدعی دبیرکلی "جمعیت اصول‌گرایان اصلاح‌طلب" است با ابراز تعجب از این سؤال گفت: مقابله با گرمایش زمین به نظر شما مشارکت حداکثری را به همراه دارد؟
وی افزود: به‌واقع من درباره این پدیده به لحاظ علمی توجیه نیستم؛ اگر امکان دارد توضیح بدهید که منظورتان چیست و پس از ارائه توضیحی کوتاه توسط خبرنگار فرارو پرسید این بحث‌ها ارتباطش با قضیه انتخابات چیست؟

هدایت آقایی، رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و عضو شورای مرکزی کارگزاران در توضیح این سؤال گفت: «برنامه انتخاباتی اصلاح‌طلبان در حال تدوین است؛ گروه‌ها و قشرهای مختلف با گرایش‌های فکری متفاوت، در حال ارائه پیشنهادات خود هستند، به‌طور مثال معلمان و فرهنگیان برنامه‌های خود مربوط به آموزش‌وپرورش را ارائه می‌‌دهند، دانشگاهیان برنامه‌های مربوط به دانشگاه‌ها را می‌دهند و غیره

وی افزود: طبیعتا کسانی‌که در زمینه محیط زیست که اشاره شد تخصص دارند و حرفی برای گفتن دارند، برنامه‌های خود را ارائه می کنند و به‌طورقطع هم ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با توجه به گستردگی که دارد با توجه به طیف‌های وسیعی که تشکیل‌دهنده آن هستند، یقینا در مباحث حساسی چون گرمایش زمین و پدیده ال‌نینو برنامه خود را ارائه می‌کنند

آذر منصوری، معاون دبیرکل جبهه مشارکت در پاسخ به این سؤال به خبرنگار ما گفت: سؤالتان که خیلی سخت و طولانی بود! پس یک ربع به من فرصت بدهید تا پاسخ این سؤالتان را بدهم. (پس از این خانم منصوری دیگر به تماس ما پاسخی ندادند.)

اسماعیل گرامی‌مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی نیز دراین‌باره گفت: بحث‌های تخصصی مثل گرمایش زمین یا مسائل محیط‌ زیست قطعا در برنامه‌های هر حزبی که می‌خواهد در انتخابات وارد شود باید وجود داشته باشد. حزب اعتماد ملی در حقیقت این موضوع را در کمیته تخصصی جزو محورهای مورد توجه قرار داده‌است، منتها تکمیل آن هنوز صورت نگرفته‌است.

وی تاکید کرد: به طور قطع این پدیده در کمیته تخصصی مربوطه و هم‌چنین کمیته اجتماعی که به بررسی آثار اجتماعی گرمایش زمین می‌پردازد، جزء برنامه‌های اعتماد ملی در انتخابات خواهد بود.

حسین کنعانی‌مقدم، دبیر سیاسی ائتلاف حزب‌الله و دبیرکل حزب سبز نیز با تأکید بر این‌که مقابله با پدیده "ال‌نینو" در برنامه انتخاباتی حزب سبز قرار دارد، گفت: یکی از بحث‌های که ما در حزب سبز داریم، حفظ محیط زیست انسانی است و یکی از محورهایی که در رابطه با مسائل توسعه‌ای مطرح کردیم، ارایه برنامه‌هایی برای جلوگیری از هرگونه تخریب محیط زیست است.

وی افزود: برای انتخابات مجلس هم در این باره فکر کردیم تا کسانی‌که با این تخصص‌ها در مجلس حضور داشته باشند و بتوانند روی برنامه‌هایی که دولت می‌دهد و مجلس تصویب می‌کند که یکی از این بحث‌ها باید بحث پدیده گرمایش زمین باشد، کار کارشناسی کنند.

لطف‌الله فروزنده، قائم‌مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با بیان این‌که "ما که در این زمینه‌ها برنامه‌ای نداریم و در این باره کار خاصی را نکردیم"، گفت: ما معمولا در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کمیته‌های داریم که کار می‌کنند ولی در این زمینه‌ها تاکنون برنامه‌ای نداشتیم و کار خاص نکردیم.

احمد کریمی اصفهانی، دبیر کل جامعه اصناف و بازار نیز سؤال خبرنگار فرارو درباره برنامه های این تشکل درباره این بحران زیست محیطی جهانی را این‌گونه پاسخ داد: ما با توجه به این‌که در مجموعه اصولگرایان فعالیت می‌کنیم، سعی کردیم با وحدتی که به وجود می‌آوریم با یک آرامشی انتخابات را جلو ببریم

وی افزود: تلاشمان این است که حتما به وحدت حداکثری برسیم و دایره اصول‌گرایی به شکلی باز بگذاریم که اکثر اصول‌گرایان را پوشش بدهد. این کاری است که تاکنون پی‌گیر آن بوده‌ایم و از این به بعد هم خواهیم بود. برای زمینه‌های که اشاره کردید هم هیچ برنامه‌ای نداریم.

مریم بهروزی، دبیرکل جامعه زینب نیز در پاسخ به سؤال خبرنگار فرارو درباره برنامه‌های این تشکل در زمینه گرمایش زمین، اظهار داشت: من فکر می‌کنم که انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی مثل همه انتخابات‌های گذشته، انتخاباتی با یک ادبیات سبک جدیدی خواهد بود؛ به‌همین‌دلیل هم ما برای این فرایند جدید اندیشه کردیم و برنامه‌ریزی کردیم و بالاخره برای خواهران احزاب زنان اصول‌گرا را در شورایی مجتمع کردیم و نهایتا هفته گذشته به یک لیست ده‌نفره از خانم‌ها دست یافتیم، برای جمع کل جناح اصول‌گرا هم مکانیزم دونفر ـ دونفر، از سه طیف اصولگرا بود. در حال حاضر جبهه متحد اصول‌گرا در حال فعالیت است؛ برای این که اولا جمع کثیری از مردم در انتخابات شرکت کنند و دوما جناح ما یک اتحاد نسبی داشته باشد و به لیست واحد برسد، این تا حالا برنامه پیش‌بینی‌های بوده که انجام شده که من تا این حد نگاه مثبتی دارم.

بهروزی در ادامه به خبرنگار فرارو که سؤال خود را تکرار کرد، نیز گفت: من این سؤال شما، آخرش را نفهمیدم؛ ولی جامعه زینب این دو کار را انجام داده، لیستش را هم تهیه و ارائه کرده‌است و گروه‌های هم که وابسته هستند و جمعیت‌های دیگری که با جامعه زینب ارتباط دارند با برنامه‌هایی که پیش‌بینی شده جلسه می‌گذاریم. ولی قسمت آخر سؤال شما را متوجه نشدم.

دبیرکل جامعه زینب پس از شنیدن توضیحات خبرنگار فرارو که شرح مختصری از پدیده "ال‌نینو" و همچنین گرمایش زمین ارائه داد گفت: ما هم برنامه‌ای دراین‌باره نداریم و در این زمینه کار نکردیم؛ این وظیفه "خانه احزاب" است که احزاب را در جریان این‌گونه مسائل قرار دهد.

احزاب ایرانی و غفلت از معضلی جهانی
برخی از سران احزاب سیاسی ایران در حالی از پدیده گرم شدن زمین بی‌اطلاع هستند که این موضوع، اکنون دیگر نه دغدغه طرفداران محیط زیست و دانشمندان این حوزه، بلکه به معضلی جهانی تبدیل شده که نقشی مهم در عرصه سیاسی جهان ایفا می‌کند.

در همین خصوص، دوزادهم اکتبر جاری، جایزه جهانی صلح نوبل به طور مشترک به ال گور نامزد سابق ریاست جمهوری آمریکا و هیئت بین‌الدولی تغییر آب و هوا IPCC ، داده شد. بنیاد نوبل اعلام کرد که این جایزه را به خاطر تلاش‌های‌ ال گور و IPCC برای ایجاد و انتشار آگاهی درباره تغییرات آب و هوایی دست‌‌ساز انسان در کره زمین و ایجاد بنیان‌هایی برای انجام اقداماتی که برای مقابله با چنین تغییراتی لازم است، اهدا کرده است.

هم‌چنین دوهفته پیش، بان‌کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل به قطب جنوب رفت تا از نزدیک تا اثرات پديده گرم شدن هوای کره زمین را در قاره جنوبگان مشاهده کند. بان‌کی‌مون در این بازدید از مردم جهان خواست برای حفظ محیط زیست و آینده کره زمین تلاش بیشتری به خرج دهند. دبیر کل سازمان ملل متحد، متعهد شد که مقابله با پدیده گرم شدن هوای زمین را از اولویت های کاری خود قرار دهد.

پی نوشت : باور کنید اگه تو دنیا تنها یک چیز باشه که هیچ علاقه ای بهش نداشته باشم ، اون سیاست هست. اما در این مقاله که توسط پایگاه خبری – تحلیلی فرارو تهیه و منتشر شده هست، آنچنان نقل قول های جالب و به قول یکی از دوستان عزیزم، هیجانی!!! از نمایندگان احزاب سیاسی ایران رو در مورد مسئله مهم و حیاتی گرمایش جهانی می بینیم که حیفم اومد شما از مشاهده اون محروم بشوید... البته وقتی سازمان حفاظت از محیط زیستمون، بانی و حامی برگزاری سیرک حیوانات در پارک پردیسان هست به نظر شما این انتظار بیجایی نیست که از سیاستمداران کشور بخواهیم کمی اطلاعات زیست محیطیشون رو ببرند بالا... بگذریم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 14:42  توسط شیلان جوانمردی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: